![]() |
![]() |
|
| منتظران |
|
فضيلت انتظار و ثواب منتظِر و انتظار پيغمبران و امامان نسبت به اين امر در اين باره همين بس، كه حضرت سيد الساجدينعليه السلام در دعاى عرفه بر منتظران درود فرستاده و براى آنان دعا كرده، بعد از دعا كردن براى مولايشان امام زمان - صلوات اللَّه عليه - و اضافه بر آن روايات بسيارى بر اين مقصود دلالت دارد، از جمله؛ 1- در كمال الدين از حضرت ابى عبد اللَّه امام صادقعليه السلام آمده كه فرمود: هر كس از شما بر اين امر در حال انتظار آن بميرد، همچون كسى است كه در خيمه قائمعليه السلام بوده باشد. (1) 2- از حضرت ابوالحسن الرضاعليه السلام آمده كه فرمود: چقدر خوب است صبر و انتظار فرج! آيا نشينيدهاى فرموده خداى - عزّوجلّ - را كه: وَارْتَقِبُوا إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ؛ (2) و چشم به راه باشيد كه من با شما چشم به راهم. فَانْتَظِرُوا إِنِّي مَعَكُمْ مِنَ المُنْتَظِرِينَ؛ (3) پس انتظار بكشيد كه من با شما از منتظرانم. بنابراين بر شما باد صبر، به درستى كه گشايش پس از نااميدى مىآيد، البته آنان كه پيش از شما بودند صبورتر از شما بودند. (4) 3- در بصائر الدرجات به سند خود از حضرت امام ابوعبد اللَّه صادقعليه السلام آورده كه فرمود: امير مؤمنانعليه السلام به سوى صفين مىرفت، تا اينكه از رود فرات عبور كرد و به نزديكى كوه سرزمين صفين رسيد كه هنگام نماز مغرب شد، مدتى در انديشه فرو رفت، سپس وضو گرفت و اذان گفت و چون از اذان گفتن فراغت يافت، كوه شكافته شد و سر و صورتى سپيد نمودار گرديد و گفت: سلام بر تو اى امير المؤمنين و رحمت و بركات خداوند بر تو باد. خوش آمدى اى جانشين پيغمبران و پيشواى روسفيدان و عزيرترين چيزى كه به مردم رسيده! و اى نايل آمده به ثواب صدّيقين! و اى سيد اوصيا! امير المؤمنينعليه السلام به او فرمود: بر تو نيز سلام باد، اى برادرم شمعون! جانشين عيسى بن مريم روح القدس، حال تو چگونه است؟ گفت: خير است، خداى بر تو رحمت آرد. من منتظر حضرت روح اللَّه هستم كه از آسمان فرود آيد، پس هيچ كس را نمىشناسم كه در راه خدا بيشتر از تو دچار بلا گشته و فرداى قيامت ثوابش فزونتر و مقامش برتر از تو باشد... . (5) مىگويم: جهت شاهد آوردن اين حديث، آن است كه دلالت دارد بر منتظر بودن جناب شمعون نسبت به اين ظهور مبارك و باميمنت. و البته شباهت يافتن به اولياى خدا و پيروى كردن از ايشان چيزى است كه نزد خداوند - عزّوجلّ - پسنديده است، اضافه بر ساير آنچه در فضيلت انتظار رسيده است . 4- در كتاب كمال الدين از حضرت ابى عبد اللَّه امام صادق، از پدرانشعليهم السلام آمده كه فرمود: منتظر امر حكومت ما بسان آن است كه در راه خدا به خون غلتيده باشد. (6) 1. كمالالدين، 644/2 باب 55 ج 1 2. سوره هود، آيه 93. 3. سوره انعام، آيه 71. 4. كمالالدين، 645/2 باب 55 ج 5 5. بصائر الدرجات، 280 ح 16 6. كمالالدين، 645/2 باب 55 ج 6
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 22:32 توسط منتظر |
|
|
يكى از لقب هاى معروف حضرت مهدى (ع) است .(1) به كسى گويندكه عده اى در انتظار او باشند . بر این اساس امام عصر(ع) را ازآن جهت منتظر مى نامند كه شيعيان در انتظار او به سر مى برند، تا پس از اذن ظهور پيداكردن آن حضرت از طرف خداوند متعال، به يارى او بشتابند و او را در فراهم ساختن زمينه تشكيل حكومت عدل الهى، برچيدن بساط ظلم و نابسامانى از سر تا سر عالم، برقرارى صلح و امنيت واقعى كه آرزوى هميشگى انسان در طول تاريخ بوده است، يارى كنند . آنگاه در بسترى كه به بركت حاكميت عدالت و صلح و صفا فراهم شده است، به كسب فضايل اخلاقى وكمالات انسانى كه سعادت ايدى او درگرو آراستگى به آن هاست، بپرد ازند. درباره علت منتظر ناميده شدن امام مهدى (ع) رواياتى از طرف ائمه اطهار(ع) نقل شده است. از جمله نقل مى كنند: روزى شخصى از امام باقر(ع) سؤال كرد: اى فرزند رسول خدا به چه دليل مهدى آل محمد(ع) را منتظَر ناميد ه اند؟آن حضرت در جواب مى فرمایند: به این دليل او را منتظر مى گویند كه آن حضرت دوره غيبت بسيار طولانى خواهد داشت.پیروان مخلص او در طول این دوره با وجود سختى هاى زيادى كه دارد، در انتظار ظهور او به سر خواهند برد. این در حالى است كه بسيارى از افراد ترديدكننده، قيام و ظهور او را منكر خواهندشد... (2). علاوه بر روايات، در مجموعه زيارت و ادعيه نيز ازآن حضرت با لقب منتظر ياد شده است. به عنوان نمونه در بخشى از دعاى ندبه مى خوانيم: این المنتظر لاقامة الاممت مالعوج كجاست آن امامى كه مردم به منظور برطرف ساختن اساس كژى و انحراف ها در انتظار او به سر مى برند يا در زيارت صاحب الامر(ع) آمده است: السلام علی النتظر والعدل المشتهر. درود برآن قيام كنند ه اى كه جهانيان در انتظار اويند وسلام برآن امام عادلى كه عدالتش سر تا سرعالم را فرا خواهد گرفت.(3) 1- نجم الثاقب باب دوم. 2- بحارالانوار ج 51 ص 30. 3- مفاتیح الجنان
ز درد هجر او بيمار گشتم ملول از صحبت اغيار گشتم دواي درد ما ديدار يار است وگرنه دائم اين دل بي قرار است خدا داند كه هجرش خسته ام كرد چو مرغ بال و پر شكسته ام كرد تو اي مهدي كه جان انبيايي تو كه طاووس آل مصطفيايي تو كه دست خدا در آستيني چراغ محفل اهل يقيني تو را اي قبله دلهاي محزون قسم دادم به حق حي بي چون نگاهي كن نگاهي كن نگاهي نباشد جز توام پشت و پناهي نگاهي كن كه سر تا پا فقيرم فقير و مستمند و سر به زيرم تو مولاي مني من بنده تو وليكن بنده شرمنده تو اگر چه از گل وصلت نچيدم تو را از هر دم عالم بر گزيدم مراد از دين و قرأنم تويي تو توان و صبر و ايمانم تويي تو انيس قلب ما شد انتظارت شود افتد به جمع ما گذارت نگاهي سوي ما دلخستگان كن دل غمگين ما را شادمان كن بيا جانا مرا حاجت روا كن مرا از لطف با خود أشنا كن تو الطاف خودت را شاملم كن بكش دستي به رويم كاملم كن مبادا از درت دورم نمايي مبادا در به رويم نا گشايي ترحم كن به من با يك نگاهت پناهم ده تو در ظل پناهت مراد عاشقت باشد لقايت بيفشاند سر و جان را به پايت نمي دانم عزيز جان كجايي امان داز درد جان سوز جدايي چرا دوري ز تو تقدير ما شد عجب دردي گريبانگير ما شد خوشا أنان كه بر روي تو ماتند كنارت در حيات و در مماتند خوشا پروانه هاي شمع رويت خوشا پرپر زنان گرد كويت تاسف مي خورم بر عمر رفته نشد بيدار آخر بخت خفته به بدبختي من بنما ترحم كه در عالم تو را بنموده ام گم اگر رغبت نمي كردم به اغيار تو را مي يافتم اي مهربان يار تو اي مولاي از جان بهتر ما قدم بگذار بر چشم تر ما تو كه ما را به سوي خود كشاني چه خواهد شد كنار خود نشاني فراقت عاشقت را خسته كرده چو مرغ بال و پر شكسته كرده هرچه مي گردم كه پيدايت كنم اين دل ديوانه شيدايت كنم گر بدانم منزل و ماواي تو مي كشم بر ديده خاك پاي تو عزت دنيا و عقبايم تويي گوهر پنهان و پيدايم تويي اي عزيز فاطمه مردم بيا مبتلا بر اين همه دردم بيا كس نمي پرسد دگر احوال من تيره گرديده شها اقبال من دشمنت بيند كه من افسرده ام از فراق روي تو پژمرده ام مي زند طعنه كه مولايت كجاست؟ غافل از آنكه فرج امر خداست يوسف قرآن بيا محض خدا شيعه را از بند غم بنما جدا مسجد كوفه كه جاي مرتضي است يا ابا صالح قدمگاه شماست ميزند فرياد اي مهدي بيا دشمنت بيداد كرد مهدي بيا مادرت زهرا صدايت ميزند زينب كبري صدايت ميزند تو ميداني كه من اي جان عالم عزادار حسين شاه شهيدم |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 23:17 توسط منتظر |
|
|
در قرآن، آيات بسيارى وجود دارد كه به شهادت روايات مستند و معتبر، در باره حضرت مهدى(عليه السلام) و قيام جهانى او نازل گرديده است. در كتاب شريف «المحجّة فى ما نزل فى القائم الحجّة(عليه السلام)» كه توسط محدث بزرگوار، مرحوم سيد هاشم بحرانى و با بهرهگيرى از دهها جلد كتب تفسير و حديث، تأليف گرديده، مجموعاً (132) آيه از آيات كريمه قرآن ذكر شده كه در ذيل هر كدام يك يا چند روايت در تبيين كيفيت ارتباط آيه با آن حضرت(عليه السلام) ، نقل شده است. در اينجا به ذكر چند روايت در اين مورد، بسنده مىكنيم: 1 ـ امام صادق (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدّين كلّه و لو كره المشركون» فرمود: «به خدا سوگند! هنوز تأويل اين آيه نازل نشده است و تا زمان قيام قائم (عليه السلام) نيز نازل نخواهد شد. پس زمانى كه قائم (عليه السلام)به پا خيزد، هيچ كافر و مشركى نمىماند مگر آنكه خروج او را ناخوشايند مىشمارد.» 2 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره آيه شريفه «و قل جاء الحق و زهق الباطل إن الباطل كان زهوقاً»فرمود: «زمانى كه قائم(عليه السلام) قيام نمايد، دولت باطل از بين خواهد رفت.» 3 ـ امام صادق (عليه السلام) در بيان معناى آيه كريمه كريمه «و لقد كتبنا فى الزبور منبعدالذكر أنالأرض يرثها عبادى الصّالحون»فرمود: «تمام كتب آسمانى، ذكر خداست، و بندگان شايسته خدا كه وارثان زمين هستند، حضرت قائم(عليه السلام) و ياران او مىباشند.» 4 ـ امام باقر (عليه السلام) در باره قول خداى عزّوجلّ: «الذين إن مكّنّاهم فى الأرض اقاموا الصلوة و آتوا الزكاة...»فرمود: «اينآيه درحق آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) است در حق حضرت مهدى(عليه السلام)و ياران او كه خداوند شرق و غرب زمين را تحت سلطه آنان قرار مىدهد و به وسيله آنان دين را پيروز گردانده و بدعتها و باطلها را مىميراند.» 5 ـ امام سجاد(عليه السلام) زمانى كه اين آيه شريفه را قرائت نمود: «وَعَد اللّه الّذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنَّهم فى الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الّذى ارتضى لهم و ليبدِّلنّهم من بعد خوفهم أمناً يعبدوننى و لايشركون بى شيئاً» فرمود: «به خدا سوگند! آنان شيعيان ما اهلبيت هستند، خداوند ـ آن خلافت در زمين و اقتدار بخشيدن به دين را ـ به وسيله آنان و به دست مردى از ما، كه مهدى اين امت است، تحقق خواهد داد و هم اوست كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)در بارهاش فرمود: اگر از عمر دنيا جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند همان روز را آنچنان طولانى خواهد كرد كه مردى از خاندان من كه همنام من است فرا برسد و زمين را آنچنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، از عدل و داد آكنده سازد.» 6 ـ امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آيه «أمّن يجيب المظطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الأرض» در باره قائم از آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) نازل شده است. به خدا سوگند، او همان مضطرّ درماندهاى است كه چون در مقام ابراهيم دو ركعت نماز گزارد و فرج خويش از خدا بخواهد، خداوند دعايش را اجابت كند و بديها را برطرف سازد و او را در زمين خليفه قرار دهد.» منبع :سايت تخصصي حضرت ولي عصر(عج)
|
|
+ نوشته شده در
جمعه پنجم آبان 1385ساعت 22:55 توسط منتظر |
|
|
مولاي خوبي ها! منتظرانت... غروب جمعه ها رو به اميد طلوع فجر ظهورت به انتظارند. وهنوز هم كاروان منتظرانت چشم انتظاربر جاده هاي بي كسي تو را مي خوانند. غزل دلواپسي را با اميد تو آرام مي كنند و با شوق ديدارت لحظه هاي خاكستريشان را آبي رنگ مي كنند. شايد اين جمعه بيايد... را بار ديگر زمزمه مي كنند و دل را به اميد آدينه اي ديگر صفا مي دهند . دلاها پر از حرف هاي ناگفته ست منتظرند تا بيايي و «غم دل با تو بگويند» چشم ها رو بر جاده سبز انتظار دوختن، لبها اللهم عجل لوليك الفرج رابه اميدآمدنت فرياد مي زنند... و اي سبز پوش آسماني كي از جانب كعبه مي آيي... تا دل ها جمال نورانيت را طواف كنند. آن روز خورشيد از شرم برنتابد و تو خورشيد ارضيان و افلاكيان خواهي بود.
اي قلم سوزلرنده اثر يوخ آشنادن منه بير خبر يوخ گلدي بو جمعه ده گشدي آللاه فاطمه يوسيفينن خبر يوخ ياندي پروانه لر شمعي سوندي آيريليق دان اوره قانه دوندي شاني ده رتبه دن بي بدل سن هر گوزل دن آقا سن گوزل سن كيم ديير آيريليق درده سالماز عاشيقين صبريني الدن آلماز اي گوزوم يولارا باخ داريخما گون هميشه بولوت آتا قالماز غنچه گولر نه اندازه سولسون قلبي لر گويما سن قانه دونسون گلدي بو جمعه ده گلمدين سن گون سايين جمعه ي ديگر اولسون اي صفايي هله دوز فراقه يول سالاخ بيز ده بير ده عراقه قلبيلر غصه دن باقلي قالدي يا امام زمان گل امان دي
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 13:38 توسط منتظر |
|
|
سحرگاهان بر مي خيزي، چراغ خانه دلت را روشن مي كني، كنار سفره لطف خدا مي نشيني ، لقمه هاي نور را مي بيني ، دلت بيش از پيش جلا مي بخشد و نا خود آگاه مي گويي ، الحمدالله... و تازه به ياد عهدي كه با خداي خود ، سال قبل در چنين روزهايي بسته بودي ، مي افتي ، دامنه هاي اشك از چشمانت سرازير مي شود و قطراتي چند بر درياي وسيع دلت اضافه مي شود ، مي داني كه در قلبت طوفاني بر پا شده ، آهي مي كشي و بغضت را مي شكني ومي گويي ، العفو ... دقايقي چند به وقت اذان نمانده ، جام عاشقي را بر مي داري ، آب زمزمي بر صورتت مي زني و ناگهان به ياد تشنگان كربلا مي افتي و مي گويي السلام علي الحسين ، السلام علي علي بن الحسين ... آسمان دلت بيشتر از چشمانت باراني مي شود ، مشغول وضو گرفتن مي شوي كه صداي زيبا و دلنواز اذان را مي شنوي ، الله اكبر ....... اشهدان لا اله الا الله.........اشهدان محمداً رسول الله ......... اشهد ان علياً ولي الله ... در همين جاست كه لحظه لحظه شب هاي قدر را به ياد مي آوري ، دعاي توسل ، هزار مرتبه سوره قدر، يا علي و يا عظيم ..... و اينجاست كه با ولي خود هم پيمان مي شوي ، به ياد چهره زيبايش مي افتي ، به ياد دستان مهرباني كه نوازشگر كودكان يتيم بود و به ياد عدالت مي افتي ، به ياد شجاعت و هر چه خوبي كه در اسمانها و زمين است ، به ياد شب هاي احيا مي افتي ، به ياد علي ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و یکم مهر 1385ساعت 14:19 توسط منتظر |
|
|
چه روزگار شگفتى، تاريخ آينده كره ارض بارور حوادثى بس شگفت استحوادثى كه مجد و عظمت جهانگير اسلام را در پى خواهد داشت و اين همه را تنها كسى درمىيابد كه منتظر است و بوى يار را از فاصلهاى نه چندان دور مىشنود و هر لحظه انتظار مىكشد تا صداى «اناالمهدى» از جانب قبله بلند شود و او را به سوى خويش فراخواند. راهيان كربلا را بنگر، آنان خوب دريافتهاند كه زندگى به خون وابسته است و پيكر تاريخ، بىخون خدا، ثارالله، مردهاى بيش نيست و سر مبارك امام شهيد برفراز نى رمزى استبين خدا و عشاق يعنى كه اين استبهاى ديدار. به يادآر فرموده صاحبالزمان را كه ما را به اعمالى فراخواندهاند كه به محبتشان نزديكتر است: «فليعمل كل امرء منكم ما تقرب من محبتنا» و براستى مگر محبت آنان در چيست؟ در محبتحسين. محب حسين محبوب خداست و كدام راه از اين نزديكتر!؟ سيد مرتضی آو ينی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 21:31 توسط منتظر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
اَللهُم عَرفني نَفسَكَ......
اي خدا مرا به خود شناسا كن كه اگر تو شناسايم نفرمايي رسولت را نخواهم شناخت خدا يا تو حجتت را به من بشناسان و گرنه از دين خود گمراه خواهم شد اي خدا مرا به دين خود ثابت قدم گردان و به كار طاعتت مشغول دار و قلبم را براي ولي امرت مطيع ساز آن ولي امري كه از چشم خلق پنهان داشتي و باذن تو غايب از مردم گرديده در ظهور و قيامش منتظر فرمان توست و تو اي خدا به ذات خود بي تعلم دانايي كه چه هنگامي مصلحت در اذن به ظهور و امر سلطنت الهي اوست و پرده از جمال او برداشتن چه وقت صلاح عالم است پس اي خدا مرا صبر و شكيبايي ده در امر غيبت ان حضرت و ما را از آنان كه چشم روشن به شهود جمالش شوند بگردان و ما را به خدمت حضرتش پايدار ساز و بر آئين آن بزرگوار بميران |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1385 مهر 1385 |
|
RSS
|